معانی کلمه : دبران
لغت نامه دهخدا
دبران . [ ] (اِخ ) قریه ای است هشت فرسنگی میانه جنوب و مغرب شهر داراب . (فارسنامه ٔ ناصری ).
فرهنگ عمید
۱. یکی از منازل قمر مشتمل بر پنج ستاره در برج ثور.
۲. ستاره ای در چشم صورت فلکی ثور، عین الثور.
۲. ستاره ای در چشم صورت فلکی ثور، عین الثور.
فرهنگ معین
(دَ بَ ) [ ع . ] (اِ. ) ستارة سرخ رنگی از قدر اول واقع در چشم صورت فلکی «گاو» یا «ثور»، دیدة گاو، عین الثور.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ستاره ای از قدر اول واقع در چشم صورت فلکی (( ثور ) ) دیده گاه عین الثور.
قریه ایست هشت فرسنگی میانه
قریه ایست هشت فرسنگی میانه
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{Aldebaran} [نجوم] ستارۀ آلفای ثور که مانند نوعی غول سرخ بارز در آسمان شب است
