Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دایی قزی

تلفظ بین المللی : /dˈɑiː q1ˈazi/ تلفظ :‌ [d'Ai: q1'azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دایی
  • دایی جان ناپلئون
  • دایی جان ناپلیون مجموعه تلویزیونی
  • دایی علی
  • دایی مکانی
  • دایی نمایشی
  • دایی وانیا
  • دایی سالاری
  • دایی کش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دائی قزی. [ ق ِ ] ( اِ مرکب ) مرکب از «دائی »، به معنی برادر مادر و«قز»، به معنی دختر ( ترکی ) و یاء نسبت ، دختردائی.
دایی قزی. [ ق ِ ] ( اِ مرکب ) دائی قزی ( از: دایی فارسی که بتخفیف در تلفظ عامه دای نیز گفته شود + قز ترکی به معنی دختر + یاء نسبت ). دائی قزی. دختردایی. دخترخالو.

فرهنگ عمید

دختردایی.

فرهنگ فارسی

مرکب از دائی بمعنی برادر مادر و قز بمعنی دختر و یائ نسبت . دختر دائی

کلمات مرتبط

  • دایی
  • دایی جان ناپلئون
  • دایی جان ناپلیون مجموعه تلویزیونی
  • دایی علی
  • دایی مکانی
  • دایی نمایشی
  • دایی وانیا
  • دایی سالاری
  • دایی کش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات