Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دایم

تلفظ بین المللی : /dɑjˈem/ تلفظ :‌ [dAj'em]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • دایم الایام
  • دایم المرض
  • دایم المعروف
  • دایم باکس تگزاس
  • ان دایم
  • کشت دایم
  • گاز دایم
  • گشت و گذار کننده دایم
  • مرتع دایم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

دایم. [ ی ِ ] ( ع ص ) دائم. همیشه. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). واجب. پایدار. ( ترجمان القرآن جرجانی ). پیوسته. هموار. همواره : بر تو در سعادت هموار باز بادعیش تو باد دایم با یار مهربان.منوچهری.حاسد را هرگز آسایش نباشد که با تقدیر خدای تعالی دایم بجنگ باشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 339 ).پروین چو هفت خواهر خود دایم بنشسته اند پهلوی یکدیگر.ناصرخسرو.همی گوید بفعل خویش هرکس را ز ما دایم که من همچون تو ای...

فرهنگ عمید

۱. جاوید، پایدار.
۲. همیشه، همواره، پیوسته.

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع . دائم ] ۱ - (ق . ) همیشه ، همواره . ۲ - (ص . ) جاوید، پایدار.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم صفت ) جاوید پایدار ۲ - همیشه همواره .
همیشه
دایم، جاوید، پایدار، همیشه، پیوسته، همه وقت
۱ - ( اسم صفت ) جاوید پایدار ۲ - همیشه همواره .

دانشنامه عمومی

دائِم؛ همیشگى، همیشه.

دایم (سکه ایالات متحده آمریکا). دایم(به انگلیسی: dime) سکه ای در ایالات متحده آمریکا است با ارزش ده سنت یا یک دهم دلار آمریکا. دایم کوچکترین و باریک ترین سکه در ایالات متحده است که هنوز در بازار کاربرد دارد.و شخصیت حکاکی شده در جلوی آن تصویر فرانکلین روزولت ۳۲مین رئیس جمهور ایالات متحده است.Official specifications for all U.S. legal tender coinsUS Dimes by year and ty...

مترادف و متضاد

دایملاینقطع، مدام، هماره، همواره، همیشه

استوار، باقی، پاینده، ثابت، جاوید، جاویدان ≠ هرگز، موقت

۱. استوار، باقی، پاینده، ثابت، جاوید، جاویدان
۲. دایملاینقطع، مدام، هماره، همواره، همیشه ≠ هرگز، موقت

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی دَائِمٌ: همیشگیمعنی یَتَجَرَّعُهُ: جرعه جرعه و دائم می نوشد (کلمه تجرّع به معنای نوشیدن به طور جرعه جرعه و دائم است )معنی سَرْمَداً: دائم ( بعضی گفتهاند : این کلمه از ماده سرد اشتقاق یافته ، و میم آن زیادی است ، و معنای "سرد "پشت سر هم بودن است )معنی سَائِحَاتٍ: زنانی که (درپی کسب رضای الهی )دائم در حرکتند(اسم فاعل از سیاحت به معنای راه افتادن و در زمین گشتن است ، و به همین جهت ...

فرهنگ فارسی ساره

همیشگ

پایا، همش، پاینده، همیشه


کلمات مرتبط

  • دایم الایام
  • دایم المرض
  • دایم المعروف
  • دایم باکس تگزاس
  • ان دایم
  • کشت دایم
  • گاز دایم
  • گشت و گذار کننده دایم
  • مرتع دایم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات