معانی کلمه : داوی
لغت نامه دهخدا
داوی . [ وی ی ] (ع ص ) دوات دار. دویت دار.
داوی . (اِخ ) نام موضعی است در شمال شازری به جنوب شرقی خیوه .
داوی . [ وی ی ] (ع اِ) آن شیرکه بر سر آن پوستکی تنک بسته بود. (مهذب الاسماء).
فرهنگ فارسی
نام موضعی است در شمال شارزی به جنوب شرقی خیوه
دانشنامه عمومی
داوی (به لاتین: Dawei) یک شهر در میانمار است که در ناحیه تانینتاریی واقع شده است.
فهرست شهرهای میانمار
جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۴ میلادی ۱۳۹٬۹۰۰ نفر بوده است.
فهرست شهرهای میانمار
جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۴ میلادی ۱۳۹٬۹۰۰ نفر بوده است.
wiki: داوی
