داوری . [ وَ ] (اِخ ) محمد. خوشنویس است . رجوع به کتاب نمونه ٔ خطوط خوش کتابخانه سلطنتی ایران شود.
داوری . [ وَ ] (حامص ) قضاوت . در باره ٔ داوری و داوران یا قضاة در دوران هخامنشیان نگاه کنید به ایران باستان ج 2 ص 1487....
فرهنگ عمید
۱. قضاوت و انصاف دربارۀ نزاع و کشمکش و مرافعۀ دو یا چند تن. ۲. (ورزش ) شغل و عمل داور. ۳. شکایت. ۴. محاکمه. ۵. جدل، نزاع. ۶. تضاد، مخالفت. ۷. اختلاف. ۸. مغالطه. ۹. (اسم ) قضیه، کار. ۱۰. بحث، سخن.
فرهنگ معین
( ~. ) [ په . ] ۱ - (حامص . ) قضاوت کردن . ۲ - شکایت کردن . ۳ - ستیزه ، جنگ . ۴ - (اِ. ) واقعه .
فرهنگ فارسی
محمد متخلص به داوری سومین پسر وصال از شاعر از قرن سیزدهم (و. ۱۲۳۸ - ف. ۱۲۸۲ ه. ق. ) .وی در ۱۲۷۹ در تهران بود و در شیراز به بیماری دق در گذشت و در بقعه شاه چراغ شیراز مدفون گردید. ۱ - شکایت پیش قاضی بردن محمد خوشنویس است
دانشنامه عمومی
داوری می تواند به موارد زیر اشاره کند:داور، کسی که داوری ورزشی انجام می دهدقضاوتداوری (آلبوم آناتما)داوری بین المللیwiki: آلبوم استودیویی از گروه موسیقی راک بریتانیایی، آناتمااست که در ۲۱ ژوئن ۱۹۹۹ عرضه شد.این آلبوم اولین آلبومی بود که گروه از وجود دانک پترسون استفاده نکرد، دانک کسی بود که در دو آلبوم قبل نقش تاثیر گذاری در نوشتن آهنگ ها ایفا کرده بود.از این آلبوم به بعد گیتاریست گروه دنییل کاوانا...