Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دانادل

تلفظ بین المللی : /dˈɑnˈɑdel/ تلفظ :‌ [d'An'Adel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • دانادلی
  • دانادلان
  • دانالد مارگولیس
  • دانادخت
  • سالیسیلات دانال
  • سالیسیلات دانالژین
  • دانادوست
  • دانال
  • دانالو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

دانادل. [ دِ ] ( ص مرکب ) که دلی دانا دارد. داناضمیر. دانشمند و خردمند. ( آنندراج ). هوشیار. خردمند. دل آگاه :
بپاسخ چنین گفت ای پادشا
که دانادل و مردم پارسا...
فردوسی.
جوان گرچه دانادل و پرفسون
بود نزد پیر آزمایش فزون.
اسدی.
|| کنایه از عرفا و فضلا و مردم سنجیده است. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).

فرهنگ عمید

دانا و خردمند، آگاه و هوشیار، دل آگاه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آگاه واقف . ۲ - عالم دانشمند .

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: dānā del) (در قدیم) (به مجاز) آگاه و عارف .

اسم: دانادل (پسر) (فارسی) (تلفظ: d.-del) (فارسی: دانادل) (انگلیسی: dana-del)
معنی: دانا و خردمند، آگاه و هوشیار، دل آگاه، ( در قدیم ) ( به مجاز ) آگاه و عارف

کلمات مرتبط

  • دانادلی
  • دانادلان
  • دانالد مارگولیس
  • دانادخت
  • سالیسیلات دانال
  • سالیسیلات دانالژین
  • دانادوست
  • دانال
  • دانالو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات