دامیه . [ ی ِ ] (فرانسوی ، اِ) سطحی مقسم به صد خانه ٔ مربع سیاه و سفید برای بازی دام .
( دامیة ) دامیة. [ ی َ ] ( ع ص ) تأنیث دامی. که خون ترابد.- لثة دامیة ؛ که خون ازو آید: جید [ شحم الرمان ] للثة الدامیة.|| شکستگی سر که خون برود. شکستگی سر که خون روان شود. ( ذخیره خوارمشاهی ). || سرشکستگی که خون پیدا آید از وی و نرود. ( منتهی الارب ). شکستگی در سر که خ...
فرهنگ عمید
۱. صفحۀ شطرنجی دارای صد خانۀ چهارگوش سیاه وسفید برای بازی دام. ۲. نوعی گچ بری که یک درمیان گود و برجسته است.
فرهنگ معین
(یَ یا یِ ) [ ع . دامیة ] (اِ. ) سرشکستگی که از وی خون آید، زخم خون افشان .
فرهنگ فارسی
( اسم ) سر شکستگی که از وی خون آید زخم خون افشان . سطحی منقسم به صد خان. مربع سیاه و سفید برای بازی دام
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] دامیه به جراحت نافذ در گوشت به مقدار اندک و موجب جریان خون اطلاق می شوددامیه، که برخی آن را «دامعه» نیز نامیده اند ، مرحله دوم از مراحل هشت گانه شجاج (جراحت سر و صورت) است. البته برخی آن را با «حارصه» یعنی نخستین مرحله مترادف دانسته اند. اختلاف یاد شده تنها در نامگذاری است و تأثیری در حکم ندارد.کاربرد دامیه در فقهاز آن در باب قصاص و دیات سخن گفته اند.در دامیه قصاص ثابت است. دیه دامیه...