معانی کلمه : دامیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بالارفتن، بر بالا رفتن، بر زبر چیزی شدن.
۲. (مصدر متعدی ) بر باد دادن خرمن که کاه از دانه جدا شود، باد دان.
۳. دانه پاشیدن و تخم افشاندن.
۲. (مصدر متعدی ) بر باد دادن خرمن که کاه از دانه جدا شود، باد دان.
۳. دانه پاشیدن و تخم افشاندن.
