کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داماد-شدن | کلماتور
معانی کلمه : داماد شدن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑmˈɑd ʃˈodan/
تلفظ :
[d'Am'Ad S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دست به دامن یا دامان کسی شدن
دارا شدن
دارای طراوت جوانی شدن
دارای پستان شدن
داد کسی درامدن یا بلند شدن یا بالا رفتن یا به اسمان رفتن
دارای شانه پهن
شانه داران
داماد
داماد سید علی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
داماد شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نوکدخداگشتن. تازه زن گرفتن. || ازاله ٔبکارت زن کردن در شب عروسی. اعراس. ( منتهی الارب ). || شوی دختر یا خواهر کسی شدن :
نگیرد ز کاردرم نیز یاد
از آن پس که داماد او شد شغاد.
فردوسی.
مترادف و متضاد
groom
(فعل)
اراستن، زیبا کردن، تیمار کردن، داماد شدن
کلمات مرتبط
دست به دامن یا دامان کسی شدن
دارا شدن
دارای طراوت جوانی شدن
دارای پستان شدن
داد کسی درامدن یا بلند شدن یا بالا رفتن یا به اسمان رفتن
دارای شانه پهن
شانه داران
داماد
داماد سید علی
نظرات