کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داغ-برروی | کلماتور
معانی کلمه : داغ برروی
تلفظ بین المللی :
/dˈɑq1 barrˈuje/
تلفظ :
[d'Aq1 baRR'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
داغ بر روی یخ
داغ بر روی یخ نهادن
داغ بررو
دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
داغ
داغ زدن
داغ ننگ
داغ ننگ زدن بر
داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داغ برروی. [ ب َ ] ( ص مرکب ) داغ بررو. کنایه از غلام و پرستار. ( آنندراج ) :
حبش داغ برروی فرمان اوست
سیه پوشی زنگ ز افغان اوست.
نظامی.
رجوع به ترکیبات کلمه داغ و نیز رجوع به مجموعه مترادفات ص 257 شود.
فرهنگ فارسی
داغ بر رو
کلمات مرتبط
داغ بر روی یخ
داغ بر روی یخ نهادن
داغ بررو
دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
داغ
داغ زدن
داغ ننگ
داغ ننگ زدن بر
داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
نظرات