معنی کلمه : دارزنجی
لغت نامه دهخدا
دارزنجی . [ رَ زَ ] (اِخ ) ابوشعیب صالح بن منصور جراح دارزنجی پیش از سال 300 هَ . ق . یا در حدود آن درگذشته است . رجوع به معجم البلدان شود.

دارزنجی . [ رَ زَ ] (اِخ ) ابوشعیب صالح بن منصور جراح دارزنجی پیش از سال 300 هَ . ق . یا در حدود آن درگذشته است . رجوع به معجم البلدان شود.