معانی کلمه : دارد
لغت نامه دهخدا
دارد. ( اِ ) در درختان سیب و گلابی جوانه هایی که روی ساقه یکساله و شوران سال قبل قرارگرفته اند در سال بعد شکفته می شوند و شاخه بسیار کوتاهی بنام «دارد» تولید می کنند که فقط دارای چند برگ میباشد و بجوانه باریکی که در سال بعد نیز مولد برگ میگردد منتهی میشود. رشد و نمو «دارد» خیلی کند و ملایم صورت میگیرد. ( گیاه شناسی حبیب اﷲ ثابتی ص 223 ).
فرهنگ فارسی
در درختان سیب و گلابی جوانه هایی که روی ساقه یکساله و شوران سال قبل قرار گرفته اند
گویش مازنی
( دآرد ) /doaard/ چرخه - قیچی مخصوص تراشیدن پشم – دو کارد فولادی تیز مانند: قیچی که پشم گوسفند را با آن چینند
گویش اصفهانی
تکیه ای: dâre
طاری: dâra
طامه ای: dâre
طرقی: dâra
کشه ای: dâra
نطنزی: dâra
