کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دارای-زندگی-مستقل | کلماتور
معنی کلمه : دارای زندگی مستقل
تلفظ بین المللی :
/dˈɑrˈɑje zˈendeɡˌi mostˈaq1el/
تلفظ :
[d'AR'Aje z'endeg,i most'aq1el]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دارای زندگی اسوده
دارای زندگی تجملی
کورش بزرگ زندگی و جهان داری بنیادگذار شاهنشاهی ایران
دارای
دارای ابرهای تیره و پر رعد و برق
دارای ابرو و پیشانی بلند
دارای ابزار کردن
دارای ابعاد متعدد
دارای ابعاد مساوی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
authortonomous
(صفت)
مستقل، خود مختار، خودگردان، دارای حکومت مستقل، دارای زندگی مستقل، خودکاربطور غیر ارادی
کلمات مرتبط
دارای زندگی اسوده
دارای زندگی تجملی
کورش بزرگ زندگی و جهان داری بنیادگذار شاهنشاهی ایران
دارای
دارای ابرهای تیره و پر رعد و برق
دارای ابرو و پیشانی بلند
دارای ابزار کردن
دارای ابعاد متعدد
دارای ابعاد مساوی
نظرات