معانی کلمه : دادو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دادا، دادک، خدمتکار پیر، پیرغلام، لَلـه: بیرون پَر ازاین طفلی ما را بِرهان ای جان / از منت هر دادو وز غصهٴ هر دادا (مولوی: ۱۴۶۴ ).
فرهنگ معین
(اِ. ) غلام (عموماً ) هر غلامی که از کودکی خدمت کسی کرده (خصوصاً ).
فرهنگ فارسی
خدمتکار، پیر، غلام، پیرغلام، لله
۱ - غلام ( عموما ) ۲ - هر غلامی که از کودکی خدمت کسی را کرده باشد ( خصوصا )
۱ - غلام ( عموما ) ۲ - هر غلامی که از کودکی خدمت کسی را کرده باشد ( خصوصا )
