معانی کلمه : خین
لغت نامه دهخدا
خین . (اِ) خون در لهجه ٔ مردم شوشتر. (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ). || مزید مؤخر امکنه . چون : پنج خین . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان خرمشهر است این دهستان بین دهستان نهر یوسف و دهستان رویس واقع است با آب و هوای گرم و مرطوب .
دانشنامه عمومی
(لری) [xin] خون.
خون ، خونی که در بدن جاندار وجود دارد
گویش مازنی
پرخواب – خواب آلود
/Khoen/ پرخواب – خواب آلود
واژه نامه بختیاریکا
خون
