Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خیرگی چشم

تلفظ بین المللی : /xejrˈeɡi tʃˈeʃm/ تلفظ :‌ [xejR'egi tS'eSm]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چشمه خرسی پیروزگ
  • چش خاری هدائن
  • خیرگی
  • خیرگی کردن
  • مایه حیرت و خیرگی
  • علی خیری
  • گنگ خیری
  • گل خیری
  • خبرگی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خیرگی چشم. [ رَ / رِ ی ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) تاریکی چشم. روزکوری چشم. ( ناظم الاطباء ). ضعف بصر. ( زمخشری ) : آفتاب رای شاه را از... ظالم تیرگی و چشم انصاف او را از صدمات حار حوادث خیرگی مباد. ( سندبادنامه ). || ماتی چشم در نگاه. عمق درنگاه بطوری که چشم فعالیت دیدگانی خود را در آن نگاه از دست دهد : پر از دیو و شیرست و پرتیرگی بماند برو چشمت از خیرگی.فردوسی....

فرهنگ فارسی

تاریکی چشم روز کوری چشم

کلمات مرتبط

  • چشمه خرسی پیروزگ
  • چش خاری هدائن
  • خیرگی
  • خیرگی کردن
  • مایه حیرت و خیرگی
  • علی خیری
  • گنگ خیری
  • گل خیری
  • خبرگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات