معانی کلمه : خیت
لغت نامه دهخدا
خیت . (ص ) شرمنده . بور. کنفت .
خیت . (اِخ ) دهی است به بلخ . (آنندراج ) (یادداشت بخط مؤلف ).
خیت . (اِ) خط. (یادداشت بخط مؤلف ). خط روی زمین یا روی پارچه یا روی کاغذ و غیره . خیط.
فرهنگ فارسی
خط خط روی زمین یا روی پارچه یا روی کاغذ و غیره .
مترادف و متضاد
۱. بور، خجلتزده، سرافکنده، شرمنده، کنفت ≠ سرفراز، مفتخر
۲. رشته، سلک
