Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خپه کردن

تلفظ بین المللی : /xˈapeː kˈardan/ تلفظ :‌ [x'ape: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • با گاز خفه کردن
  • خفه کردن
  • راهزنی به وسیله خفه کردن مردم
  • خشه کردن
  • خنه گرو کردن
  • خِپ کِردن
  • خبه کردن
  • خفه گیر کردن
  • خله کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خپه کردن. [ خ َ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خفه کردن.کشتن بر اثر فشردگی گلو. و رجوع به خفه کردن شود.

فرهنگ فارسی

خفه کردن کشتن بر اثر فشردگی گلو

کلمات مرتبط

  • با گاز خفه کردن
  • خفه کردن
  • راهزنی به وسیله خفه کردن مردم
  • خشه کردن
  • خنه گرو کردن
  • خِپ کِردن
  • خبه کردن
  • خفه گیر کردن
  • خله کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات