معانی کلمه : خپ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خفه، ساکت: رو بگرداند به سوی دست چپ / در تبار و خویش گویندش که خپ (مولوی: ۴۱۹ ).
فرهنگ فارسی
خاموشی یا امر به خاموشی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱کوتاه ۲پهن و کوتاه
/Khap/ کوتاه - پهن و کوتاه

۱کوتاه ۲پهن و کوتاه