Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خویله

تلفظ بین المللی : /xavˈileː/ تلفظ :‌ [xav'ile:]
لغت نامه دهخدا
  • ربیعهبن خویلد
  • خرویله
  • خصیله
  • طلیحه بن خویلد
  • خوبله
  • خوله شی
  • خلیله
  • هر کی به فکر خویشه کویه به فکر ریشه
  • خریله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خویله. [ خوَی ْ / خُی ْ ل َ / ل ِ ] ( ص ) ابله. ( مهذب الاسماء ). احمق. نادان. ( صحاح الفرس ). مردم بیعقل و نادان و احمق را گویند بیشتر این لفظ را در محل قدح و دشنام استعمال کنند. ( برهان قاطع ) : عالم شهر همین خواهد لیکن بزبان بنگوید چو من خویله دیوانه خر.فرخی.من بدان یک دو ژاژ او خرسنداو در آن خویله ریش و من درخند.سنائی ( کارنامه بلخ ).من از خویله در سبلت افکنده بادی چو در ریش خشک از ملاقات شانه...

کلمات مرتبط

  • ربیعهبن خویلد
  • خرویله
  • خصیله
  • طلیحه بن خویلد
  • خوبله
  • خوله شی
  • خلیله
  • هر کی به فکر خویشه کویه به فکر ریشه
  • خریله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات