کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-گریه | کلماتور
معانی کلمه : خون گریه
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn ɡˈerjeː/
تلفظ :
[x'u:n g'eRje:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خون گریه کردن
رژیم گروهِ خون محور
گرده خون
گروه خون
رژیم گروه خون محور
خون در گلوی گربه
گدیه خو ی
از خود راضی گری
گرده افشانی خود بخود گیاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خون گریه. [ گ ِ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) اشک خونین. ( از ناظم الاطباء ). گریه خونین. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
اشک خونین گریه خونین
کلمات مرتبط
خون گریه کردن
رژیم گروهِ خون محور
گرده خون
گروه خون
رژیم گروه خون محور
خون در گلوی گربه
گدیه خو ی
از خود راضی گری
گرده افشانی خود بخود گیاه
نظرات