کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-میزی | کلماتور
معانی کلمه : خون میزی
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn mˈizi/
تلفظ :
[x'u:n m'izi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
سد خونی مغزی
خان آباد معزی بالا
خان آباد معزی پائین
خان اباد معزی ب
خان اباد معزی پ
خوش مغزی
خان اباد معزی بالا
بدون خونریزی
جلو خونریزی را گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
خون میزی. ( حامص مرکب ) حالت خون میز داشتن. به بیماری خون میز مبتلی بودن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
وجود خون در پیشاب
حالت خون میز داشتن به بیماری خون میز مبتلی بودن .
فرهنگستان زبان و ادب
{hematuria} [پزشکی] وجود خون در پیشاب
کلمات مرتبط
سد خونی مغزی
خان آباد معزی بالا
خان آباد معزی پائین
خان اباد معزی ب
خان اباد معزی پ
خوش مغزی
خان اباد معزی بالا
بدون خونریزی
جلو خونریزی را گرفتن
نظرات