Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خون به دهان آمدن

تلفظ بین المللی : /xˈuːn beː dahˈɑn ɑmˈadan/ تلفظ :‌ [x'u:n be: dah'An Am'adan]
لغت نامه دهخدا
  • خون به دهان ا
  • مسبب واکنش نشان دان دیگری به خود شدن
  • خون به پا خواهد شد
  • خون به پا شدن
  • خون به جوش آمدن
  • خون به جوش ام
  • خون به دل کرد
  • خون به دل کردن
  • خون به دل کسی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خون به دهان آمدن . [ ب ِ دَ م َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از تشنگی بسیار داشتن . بسیار تشنه بودن .


کلمات مرتبط

  • خون به دهان ا
  • مسبب واکنش نشان دان دیگری به خود شدن
  • خون به پا خواهد شد
  • خون به پا شدن
  • خون به جوش آمدن
  • خون به جوش ام
  • خون به دل کرد
  • خون به دل کردن
  • خون به دل کسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات