کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-بر-کسی-نماندن | کلماتور
معنی کلمه : خون بر کسی نماندن
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn bar kˈasi nˈamɑndˌan/
تلفظ :
[x'u:n baR k'asi n'amAnd,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خون بر کسی نما
کسی نمی داند چه خاکی به یا بر سر خود بریزد یا کند
برکای خان
خون بر
خون بر جبین ما
خون بر جبین مالیدن
خون بر برف
خون بر خورشید
فساد عضو بر اثر نرسیدن خون
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خون بر کسی نماندن .
[ ب َ ک َ ن َ دَ ] (مص مرکب ) ضعیف شدن بسیار. (آنندراج )
:
در ساغر رقیب می لاله گون مباد
خونم برو نماند که بر روش خون مباد.
شانی تکلو (از آنندراج ).
کلمات مرتبط
خون بر کسی نما
کسی نمی داند چه خاکی به یا بر سر خود بریزد یا کند
برکای خان
خون بر
خون بر جبین ما
خون بر جبین مالیدن
خون بر برف
خون بر خورشید
فساد عضو بر اثر نرسیدن خون
نظرات