کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوش-گردی | کلماتور
معنی کلمه : خوش گردی
تلفظ بین المللی :
/xˈoʃ ɡˈardi/
تلفظ :
[x'oS g'aRdi]
پیمایش سریع
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
خوش گَردی
خوش نویسی گرجی
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
بر محور خود گردیدن
خون آلوده گردیدن
خون الوده گردید
گدیه خو ی
گدیه خوی
خویش را گرد گرف
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگستان زبان و ادب
{fun tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که عمدتاً بر خوشگذرانی و لذت جویی تأکید دارد
کلمات مرتبط
خوش گَردی
خوش نویسی گرجی
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
بر محور خود گردیدن
خون آلوده گردیدن
خون الوده گردید
گدیه خو ی
گدیه خوی
خویش را گرد گرف
نظرات