کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوش-اندامی | کلماتور
معانی کلمه : خوش اندامی
تلفظ بین المللی :
/xˈoʃ ˈaːndˈɑmi/
تلفظ :
[x'oS 'a:nd'Ami]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خوش اندام
اسب زیبا و خوش اندام
زن خوش اندام
خود جلو اندازی
خود راه اندازی
شخصی یا اقدامی که با اعتراض و نارضایتی مردم را به خود دیده است
خوب اندام
خوشاندام
خواندامیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خوش اندامی. [ خوَش ْ / خُش ْ اَ] ( حامص مرکب ) تناسب قامت. خوش هیکلی. خوش اندازگی.
فرهنگ فارسی
دارای قامت و اعضای متناسب بودن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
elegance (اسم)ظرافت، خوش اندامی، زیبایی، وقار، لطافت، ریزه کاریgrace (اسم)ظرافت، خوش اندامی، تایید، بخشش، زیبایی، بخشندگی، افسون گری، اقبال، خوش نیتی، جذابیت، منت، ملاحت، قرعه، دعای فیض و برکتairiness (اسم)ظرافت، شادی، خوش اندامیgracefulness (اسم)خوش اندامیdaintiness (اسم)ظرافت، خوش اندامی، شیکی، سلیقه با ذوق لطیفeurhythmy (اسم)خوش اندامی، هماهنگی و تقارن ساختمان، ضربان منظم نبض، حرکات منظم بدن، پ...
کلمات مرتبط
خوش اندام
اسب زیبا و خوش اندام
زن خوش اندام
خود جلو اندازی
خود راه اندازی
شخصی یا اقدامی که با اعتراض و نارضایتی مردم را به خود دیده است
خوب اندام
خوشاندام
خواندامیر
نظرات