کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوشگلی | کلماتور
معانی کلمه : خوشگلی
تلفظ بین المللی :
/xoʃɡˈeli/
تلفظ :
[xoSg'eli]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خوشگلی، خوشگلی
خوشگلی است و هزار جور دردسر
راست خوشگی برنج
بچه خوشگل
خوشسلیقه
خوشگل، خوشگل
دختر خوشگل
خوشگوی دهلوی بندر
خوشدلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خوشگلی. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ِ ] ( حامص مرکب ) خوبرویی. زیبارویی. خوش منظری. صباحت. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
زیبایی قشنگی جمال .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
جمال، حسن، زیبایی، صباحت، ملاحت وجاهت ≠ بدگلی، زشترویی
beauthorty (اسم)حسن، خوش رویی، خوشگلی، خوبرو، زیبایی، جمال، زنان زیبا، خوبی، خوبروییbeauthor-ideal (اسم)خوشگلی، زیبای تمام عیار، کمال مطلوبloveliness (اسم)خوشگلیgoodliness (اسم)خوشگلیcomeliness (اسم)خوشگلی، خوبی، خوبرویی، خوش منظری...
کلمات مرتبط
خوشگلی، خوشگلی
خوشگلی است و هزار جور دردسر
راست خوشگی برنج
بچه خوشگل
خوشسلیقه
خوشگل، خوشگل
دختر خوشگل
خوشگوی دهلوی بندر
خوشدلی
نظرات