Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوشانیدن

تلفظ بین المللی : /xˌoʃɑnˈidan/ تلفظ :‌ [x,oSAn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • شیر خورانیدن
  • خشانیدن
  • خورانیدن
  • خوشاندن
  • چاشت خورانیدن
  • خروشانیدن
  • خوانیدن
  • خوسانیدن
  • خوشانیده
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

خوشانیدن. [ خو / خوَ / خ ُ دَ ] ( مص ) خشک کنانیدن. خشک کردن فرمودن. ( ناظم الاطباء ). خشکانیدن. ( یادداشت مؤلف ). اذبال. اذواء : بخوشاندْت گر خشکی فزایدوگر سردی خود آن بیشت گزاید.بوشکور.پر از خون مکن دیده و تاج و تخت مخوشان بمن خسروانی درخت.فردوسی.پس از آنجای بردارند و اندر سایه بخوشانند. ( الابنیه عن حقایق الادویه ). یاد دارم که در ایام جوانی گذر داشتم بکویی و نظر با رویی در تموزی که حرورش دهان...

فرهنگ معین

( خُ دَ ) (مص م . ) خشک کردن .

کلمات مرتبط

  • شیر خورانیدن
  • خشانیدن
  • خورانیدن
  • خوشاندن
  • چاشت خورانیدن
  • خروشانیدن
  • خوانیدن
  • خوسانیدن
  • خوشانیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات