خوسیدن . [ خوَ / خ ُدَ ] (مص ) خوابیدن . (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ).
خوسیدن . [ دَ ] (مص ) خشکیدن . || درهم کشیدن . || پرچین کرده شدن . || تر کرده شدن . || جاری شدن از چشم . || جمع کردن . گرد کردن . فراهم آوردن . (ناظم الاطباء).