Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خورمی

تلفظ بین المللی : /xorˈami/ تلفظ :‌ [xoR'ami]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • خورمیز
  • چاه خورمیزی
  • خورمیز سفلی
  • خورمیز علیا
  • دهستان خورمیز
  • قلعه خورمیز
  • مجموعه خورمیز بالا
  • مسجد جامع خورمیز سفلی
  • امیرحسین خورشیدفر
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

خورمی. [ خوَرْ / خُرْ، رَ ] ( اِخ ) شادی. خرمی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به خرمی شود.

گویش مازنی

از مراتع نشتای عباس آباد

/Khoormi/ از مراتع نشتای عباس آباد

کلمات مرتبط

  • خورمیز
  • چاه خورمیزی
  • خورمیز سفلی
  • خورمیز علیا
  • دهستان خورمیز
  • قلعه خورمیز
  • مجموعه خورمیز بالا
  • مسجد جامع خورمیز سفلی
  • امیرحسین خورشیدفر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات