معانی کلمه : خورشید خد
لغت نامه دهخدا
خورشیدخد. [ خوَرْ / خُرْ خ َ ] ( ص مرکب ) خورشیدگونه. با گونه گلگون :
نوروز روز خرمی بی عدد بود
روز طواف ساقی خورشیدخد بود.
نوروز روز خرمی بی عدد بود
روز طواف ساقی خورشیدخد بود.
فرهنگ فارسی
خورشید گونه با گونه گلگون
