کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خورشیدن | کلماتور
معانی کلمه : خورشیدن
تلفظ بین المللی :
/xorʃˈidan/
تلفظ :
[xoRS'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خورشیدنشان
خورشیدنور
خورشیدنگاه
خورشیدنگین
امیرحسین خورشیدفر
رصدخانۀ خورشیدی
روز خورشیدی ظاهری
روز خورشیدی متوسط
زمان خورشیدی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خورشیدن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص ) جمع کردن. گرد آوردن. فراهم کردن. || شایستن. سزاوار شدن. مناسب شدن. || موافق اتفاق افتادن. || حمل کردن توشه و ذخیره. || ترکیدن لبها از گرما. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جمع کردن گرد آوردن
کلمات مرتبط
خورشیدنشان
خورشیدنور
خورشیدنگاه
خورشیدنگین
امیرحسین خورشیدفر
رصدخانۀ خورشیدی
روز خورشیدی ظاهری
روز خورشیدی متوسط
زمان خورشیدی
نظرات