Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خودسری کردن

تلفظ بین المللی : /xodsˈari kˈardan/ تلفظ :‌ [xods'aRi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جوش زدن و خودخوری کردن
  • خواهری کردن
  • خودداری کردن
  • خودداری کردن از
  • خودرا برای امتحان اماده کردن
  • خودسوزی کردن
  • خواری کردن
  • خودسری
  • خودسری مردم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خودسری کردن. [ خوَدْ / خُدْ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لجاج کردن. خیره سری کردن. استبداد ورزیدن.

فرهنگ فارسی

لجاج کردن خیره سری کردن

مترادف و متضاد

۱. خیرهسری کردن، خودرایی کردن
۲. تمرد کردن، نافرمانی کردن، گستاخی کردن، عصیان ورزیدن، سرکشی کردن، طغیان کردن، نافرمانی کردن
۳. خودکامگی کردن، لجاجت به خرج دادن، کلهشقی کردن، یکدندگی کردن

act fearlessly (فعل)خودسری کردنanswer back (فعل)خودسری کردنbe impertinent (فعل)خودسری کردنbe impudent (فعل)خودسری کردنbe insolent (فعل)خودسری کردنdisobey (فعل)خودسری کردن، شکستن، سرپیچی کردن، ناف...

کلمات مرتبط

  • جوش زدن و خودخوری کردن
  • خواهری کردن
  • خودداری کردن
  • خودداری کردن از
  • خودرا برای امتحان اماده کردن
  • خودسوزی کردن
  • خواری کردن
  • خودسری
  • خودسری مردم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات