خواه . [ خوا / خا ] (اِ) آرزو. مراد. میل . || عرض . درخواست . استدعاء. || یا. (ناظم الاطباء). چه . اعم از آنکه . (یادداشت بخط مؤلف ). چون : خواه شب و خواه روز، خواه رومی خواه زنگی ، خواه مرد خواه زن : خواه اسب وفا زین کن و زی مهر رهی تازخوه تیغ جفا آخته کن کین رهی توز. سوزنی .هرکه را خلقش نکو نیکش شمرخواه از نسل علی خواه از عمر. مولوی .آب خواه از جو بجو خواه از سبوکاین سبو را هم مدد باشد ز جو. مو...
فرهنگ عمید
۱. = خواستن ۲. خواهنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آزادی خواه، بدخواه، خودخواه، دادخواه.
فرهنگ معین
(خا ) ۱ - (ریش . ) امر و ریشة «خواستن » ۲ - (ص فا. ) در برخی ترکیبات به معنی «خواهنده » آید: خیرخواه ، هواخواه . ۳ - (ص مف . ) در بعضی کلمات به معنی «خواسته » آید: دلخواه .
فرهنگ فارسی
۱ - امر و ریش. ((خواستن ) ) . ۲ - ( اسم ) در برخی ترکیبات بمعنی (( خواهنده ) ) آید : بدخواه خیرخواه هواخواهمشروطه خواه. ۳ - ( اسم ) در بعضی کلمات بمعنی (( خواسته ) ) آید : دلخواه . ۴ - قید تردید یا ... یا . توضیح درین صورت در عبارت دو بار آید و باید دو جمله ای که پس از آن در آیند ضد یا مقابل یکدیگر باشند : (( من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال ) ) ( سعدی ) گاه به آ...
مترادف و متضاد
چه، ولو، یا
if (حرف ربط)چه، اگر، چنانچه، ایا، کاش، هر گاه، خواه، هر وقت، ای کاش، بفرضwhether (حرف ربط)چه، ایا، خواهor (حرف ربط)چه، خواه، یا، یا اینکه، یا انکه...