Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خواندن

تلفظ بین المللی : /xˈɑndan/ تلفظ :‌ [x'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • خواندن یا شمردن
  • خواندن نوری
  • خواندن نامه
  • خواندن غیرخدا
  • خواندن نماز در پنج وقت
  • راز خواندن
  • رباعی خواندن
  • رجز خواندن
  • زشت خواندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خواندن. [ خوا / خا دَ ] ( مص ) قرائت کردن. تلاوت کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : ای مج کنون تو شعر من از بر کن وبخوان از من دل و سگالش واز تو تن و زبان.رودکی.ببینم آخر روزی بکام دل خود راگهی ایارده خوانم شها گهی خرده.دقیقی.ای آن که جز از شعر و غزل هیچ نخوانی هرگز نکنی سیر دل از تنبل و ترفند.کسائی.اگر آنکه باشد دبیری کهن که بر شاه خواند گذشته سخن. فردوسی.چو آن نامه شهریاران بخواند.فردوسی.ثنات گویم کز...

فرهنگ عمید

۱. قرائت کردن، مطالعه کردن.
۲. دعوت کردن به مهمانی.
۳. (مصدر لازم ) آواز خواندن.
۴. تحصیل کردن، درس خواندن.
۵. کسی را صدا زدن.
۶. احضار کردن.
۷. فرا گرفتن، آموختن.
۸. (مصدر لازم ) مطابق و هماهنگ بودن: این امضا با امضای او نمی خواند.
۹. [مجاز] دریافتن: از چشم هایش خواندم که غم بزرگی در دل دارد.

فرهنگ معین

(خا دَ ) [ په . ] (مص م . ) ۱ - قرائت کردن . ۲ - آواز خواندن . ۳ - دعوت کردن . ۴ - آموختن ، یاد گرفتن . ۵ - فهمیدن ، تشخیص دادن .

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ( خواند خواند خواهد خواند بخوان خواننده خوانا خوانده ) ۱ - قرائت کردن مطالعه کردن ( نوشته کتاب روز نامه و مجله ) . ۲ - آواز خواندن سرود گفتن . ۳ - دعوت کردن بمهمانی خواستن کسی را . ۴ - احضار کردن فرا خواندن .

دانشنامه عمومی

خواندن، فرایند شناختی از رمزگشایی نمادهایی نوشتاری فکر یا گفتار در استنتاج معانی از متن است. (همان طور که در خواندن یک کتاب یا خواندن موسیقی)حصول توانایی در این زمینه مستلزم کسب مهارت های زیر است:خواندن مهارتی است که به وسیلهٔ آن می توان از مطالب نوشتنی کسب اطلاع کرد.به شکل کامل ترمی توان گفت؛ خواندن فرایند فعالی است که خواننده، از طریق آن به پیامی که درون نوشته موجود است پی می برد و خواننده مرتبا...

گویش اصفهانی

تکیه ای: bexuni
طاری: xundan
طامه ای: xundan
طرقی: ârxundan
کشه ای: xundan
نطنزی: ârxundan

مترادف و متضاد

تلاوت، قرائت ≠ نوشتن، کتابت

تلاوت کردن، قرائت کردن، مطالعه کردن

۱. تلاوت، قرائت
۲. تلاوت کردن، قرائت کردن، مطالعه کردن ≠ نوشتن، کتابت
۳. فرا خواندن
۴. نامیدن، نامگذاری کردن
۵. آواز خواندن، نغمهسرایی کردن، نغمهگری کردن
۶. زمزمه کردن
۷. درسخواندن، تحصیل کردن
۸. آموختن، یاد گرفتن
۹. طلبیدن، د

learn (فعل)فرا گرفتن، دانستن، خبر گرفتن، خو...

کلمات مرتبط

  • خواندن یا شمردن
  • خواندن نوری
  • خواندن نامه
  • خواندن غیرخدا
  • خواندن نماز در پنج وقت
  • راز خواندن
  • رباعی خواندن
  • رجز خواندن
  • زشت خواندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات