Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوان

تلفظ بین المللی : /xˈɑn/ تلفظ :‌ [x'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • خوان اتریشی
  • خوان الاخوان
  • خوان خوزه اتریشی
  • خوان دو نووا
  • خوان فرناندس
  • خوان نوروزی
  • خوان سالار
  • خوان یغما
  • خوان پایه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خوان . [ خ ُوْ وا ] (ع اِ) ج ِ خائن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خوان . [ خ ُ ] (ع اِ) ماه ربیعالاول در جاهلیت . خَوّان . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).

خوان . [ خ ِ / خ ُ ] (معرب ، اِ) معرب خوان فارسی . هرچه بر وی طعام خورند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، اَخْوِنة، ...

فرهنگ عمید

۱. = خواندن
۲. خواننده (در ترکیب با کلمه دیگر): آوازه‌خوان، روزنامه‌خوان، روضه‌خوان، قرآن‌خوان.

۱. سفره یا طبقی برای گذاشتن غذا روی آن.۲. [قدیمی، مجاز] غذا.۳. [قدیمی، مجاز] ضیافت؛ مهمانی.⟨ خوان‌ یغما: [قدیمی] سفره‌ای که برای همگان می‌گستردند و همه بر آن می‌نشستند و از آن بهره می‌بردند: ◻︎ ادیم زمین سفرۀ عام اوست / چه دشمن بر این خوان یغما چه دوست (سعدی۱: ۳۳)....

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) 1 - خار و خلاشه . 2 - گیاه خودرو، علف هرزه .

(خا) [ په . ] (اِ.) 1 - سفره . 2 - طبق بزرگ چوبین . 3 - خوردنی .

( ~.) 1 - ریشة «خواندن ». 2 - (ص فا.) در ترکیب به معنی «خواننده » آید: تعزیه - خوان ، روضه خوان و مانند آن .

( ~. ) (اِ. ) ۱ - خار و خلاشه . ۲ - گیاه خودرو، علف هرزه . ( ~. ) ۱ - ریشة «خواندن ». ۲ - (ص فا. ) در ترکیب به معنی «خواننده » آید: تعزیه - خوان ، رو...

فرهنگ فارسی

۱ - ریش. (( خواندن ) ) ۲ - ( اسم ) در ترکیب بمعنی (( خواننده ) ) آید تعزیه خوان روضه خوان قر آن خوان .
جمع خائن

دانشنامه عمومی

خوآن. خوآن (Juan) یک نام کوچک است که تغییریافتهٔ جان (John) در زبانهای اسپانیایی و زبان مانکس است؛ خوآن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:خوان آلمیداخوآن کارلوس اول اسپانیاخوآن کارلوس اونتیخوآن پرونخوآن گابریلخوان گریخوان ایگناسیو سیراک ساستوراینژوان ژسوسخوآن رامون خیمنسخوان مانوئل فانخیوخوان مانوئل سانتوسخوآن مارتین دل پوتروخوان ماتاخوان پونسه د لئونخوان رومان ریکلمهخوآن رولفوخوان س...

مترادف و متضاد

طبق، طبق مائده

مهمانی، پذیرایی

رباط، کاروانسرا

خار، علف هرزه، گیاه

ادیم، بساط، سفره، سماط

مائده، طعام، غذا، خوراک

۱. ادیم، بساط، سفره، سماط
۲. مهمانی، پذیرایی
۳. رباط، کاروانسرا
۴. مائده، طعام، غذا، خوراک
۵. طبق، طبق مائده
۶. خار، علف هرزه، گیاه

food (اسم)خورد، قوت، غذا، طعمه، خورش، اغذیه، خوراکی، خوان، خوردنی، خوراک، طعام، خو...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی خَوَّانٍ: بسیار خیانت کار
ریشه کلمه:
خون (۱۶ بار)

«خَوّان» صیغه مبالغه و به معنای بسیار خیانت کننده است.
wikialkb: خَوّان

کلمات مرتبط

  • خوان اتریشی
  • خوان الاخوان
  • خوان خوزه اتریشی
  • خوان دو نووا
  • خوان فرناندس
  • خوان نوروزی
  • خوان سالار
  • خوان یغما
  • خوان پایه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات