معانی کلمه : خواجگان
لغت نامه دهخدا
خواجگان . [ خوا / خا ج َ / ج ِ ](اِخ ) نام سلسله ٔ نقشبندیه . (یادداشت بخط مؤلف ).
- سلسله ٔ خواجگان ؛ سلسله ٔ نقشبندیه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نقشبندیه شود.
فرهنگ فارسی
نام سلسله نقشبندیه
مترادف و متضاد
۱. دولتمردان
۲. بزرگان، سروران، اربابان
۳. محتمشان، دولتمندان
