کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خنک-جان | کلماتور
معانی کلمه : خنک جان
تلفظ بین المللی :
/xˈonak dʒˈɑn/
تلفظ :
[x'onak dZ'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خشک جان
خشک جانی
ولسوالی خنجان
خنک
خُنُک
خنک ساختن
خنک سازی
خنک شدن
خنک نگاهداشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خنک جان. [ خ ُ ن ُ ] ( ص مرکب ) مرد بی عشق. || کسی که انتقام از کسی کشد. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). || پاکدامن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - بی عشق . ۲ - کسی که از دیگری انتقام کشد . ۳ - پاکدامن ٠
کلمات مرتبط
خشک جان
خشک جانی
ولسوالی خنجان
خنک
خُنُک
خنک ساختن
خنک سازی
خنک شدن
خنک نگاهداشتن
نظرات