خندستان. [ خ َ دِ ] ( اِ مرکب ) جای تمسخر. جای هزل. مجلس سخره. مجلس لاغ. ( از آنندراج ). مجلس و معرکه مسخرگی. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). || مسخره. لاغ. ( از ناظم الاطباء ): تهکم ؛ خندستان کردن. ( زوزنی ). || کنایه از لب و دهان معشوق. ( از آنندراج ). و آن را خندستانی هم گفته اند. ( برهان قاطع ).