کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خناده
تلفظ بین المللی :
/xanˈɑdeː/
تلفظ :
[xan'Ade:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذات الخنادع
زعفرانی خنده
زهر خنده
سرشک خنده
با خنده اظهار داشتن
حاوی حوادث حزن اور و خنده اور
چیز غریب و خنده دار
حمله خنده غیر قابل کنترل
خنده اور
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خناده. [ خ َ دِ ] ( اِ ) به زبان گیلانی شخصی که فرمان سپهسالار را به لشکر رساند. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
ذات الخنادع
زعفرانی خنده
زهر خنده
سرشک خنده
با خنده اظهار داشتن
حاوی حوادث حزن اور و خنده اور
چیز غریب و خنده دار
حمله خنده غیر قابل کنترل
خنده اور
نظرات