خلوتخانه. [ خ َل ْ وَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نمازخانه. ( ناظم الاطباء ). محل عبادت و عزلت از خلق. جائی که در آن عزلت گیرند برای عبادت : خیز خاقانی ز کنج فقر خلوتخانه سازکز چنین گنجی توان اندوخت گنج شایگان.خاقانی.بایزید بسطامی شبی در خلوتخانه مکاشفات کمند رابر کنگره کبریای او درانداخت. ( مجالس سعدی - مجلس 3 ). کیخسرو در خلوتخانه ای که از برای عبادت و طاعت جهت او ساخته بود بنشست. ( تاریخ قم ). || ا...
فرهنگ عمید
۱. خانۀ خالی از اغیار که بیگانه در آن نباشد. ۲. (تصوف ) محل رازونیاز سالک.
فرهنگ معین
( نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ۱ - جای آسایش . ۲ - اطاق مخصوص . ۳ - شبستان . ۴ - نمازخانه .
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - جای آسایش . ۲ - اطاق مخصوص. ۳ - اطاق زن شبستان . ۴ - نمازخانه . ۵ - مقام کمال ولایت که اتحاد محب و محبوب و عاشق و معشوق و نبی و ولی است . یا خلوتخان. قرب . مقام قرب حضرت ربوبی.