Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خلقت

تلفظ بین المللی : /xˈelq1at/ تلفظ :‌ [x'elq1at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • خلقت و پیدایش عالم وجود
  • خلقت انسان
  • خلقت کردن
  • خلقت ادم
  • خلقت از اتش
  • خلقت از خاک
  • خلقت اسب
  • خلقت استخوان
  • خلقت اسمان ها
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خلقت . [ خ ِ ق َ ] (ع اِ) نهاد. فطرت . طبیعت . خمیره . طبع. سرشت . آب و گل . گوهر. گهر. (یادداشت بخط مؤلف ). جِبِلَّت . (زمخشری ) : گر نتواند که شود خوک میش زآن شره و نحس در او خلقت است . ناصرخسرو.من دنیا را بدان چاه ... مانند کردم ... و آن چهار مار را بطبایع که عماد خلقت آدمی است . (کلیله و دمنه ).- امثال : خلقت زیبا به از خلعت دیبا . || آفرینش . (یادداشت بخط مؤلف ) : کرانیست از سر خلقت خبرچو ...

فرهنگ عمید

۱. آفرینش.
۲. (اسم ) فطرت، هیئت، سرشت.
۳. (اسم ) شکل ظاهری انسان.

فرهنگ معین

(خِ قَ ) [ ع . خلقة ] (اِمص . ) آفرینش ، فطرت .

دانشنامه آزاد فارسی

(یا: آفرینش) به معنای آفریدن و پدیدآوردن. دارای دو معنای مطلق و نسبی است. در معنای مطلق، ایجاد چیزی از عدم که به آن ابداع می گویند. آفرینش مجردات، یعنی موجوداتی که نه در ماده اند نه در زمان و به اصطلاح فلاسفه مسبوق به ماده و مدّت نیستند، و آفرینش آسمان و زمین بدون استفاده از اصل (یعنی چیزی دیگر) و نیز بدون تقلید از یک الگو، از دیدگاه متکلمان ابداع است. در معنای نسبی، پدیدآوردن چیزی از چیزهای دیگر،...

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) آفرینش فطرت . ۲ - ( اسم ) هیئت سرشت نهاد . ۳ - پیکر .

مترادف و متضاد

شمایل

سرشت، صنع، نهاد، وضع

آفرینش، ابداع، ایجاد، تکوین، خلق

۱. آفرینش، ابداع، ایجاد، تکوین، خلق
۲. سرشت، صنع، نهاد، وضع
۳. شمایل

creation (اسم)
ایجاد، فطرت، خلقت، خلق، افرینش

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی خَلَقْتَ: آفریدی-خلق کردی(خلق در اصل به معنای تقدیر و اندازه گیری است)معنی خَلَقْتُ: آفریدم-خلق کردم(خلق در اصل به معنای تقدیر و اندازه گیری است)معنی خُلِقَتْ: آفریده شد-خلق شد(خلق در اصل به معنای تقدیر و اندازه گیری است)معنی حُبُکِ: حُسن و زینت - خلقت عادلانهمعنی فِطْرَةَ: نوعی از خلقت (در بسیاری از آیات ، خلقت را فطر ، و خالق را فاطر نامیده است ، و فطر به معنای پاره کردن است ،...

کلمات مرتبط

  • خلقت و پیدایش عالم وجود
  • خلقت انسان
  • خلقت کردن
  • خلقت ادم
  • خلقت از اتش
  • خلقت از خاک
  • خلقت اسب
  • خلقت استخوان
  • خلقت اسمان ها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات