Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خلد

تلفظ بین المللی : /xˈold/ تلفظ :‌ [x'old]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • خلد برین
  • خلد اﷲ سلطانه
  • خلد اﷲ ملکه
  • خلد مکان
  • خلد مکانی
  • خلد پیکر
  • خلد الله
  • طاوس خلد
  • شجره الخلد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خلد. [ خ ُ ] (اِخ ) نام قصری است که منصور به بغداد ساخت و موضع آن بکنار رود دجله بود. بیمارستان عضدی در سمت جنوبی آن قرار داشت . این قصر چون ساخته شد بحول و حوش آن منازلی بر پا گردید و بر اثر آن محله ای ایجاد شد با این نام . (از معجم البلدان ).

خلد. [ خ َ ] (ع مص ) موی سپیده نشده کلانسال گردیدن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب ال...

فرهنگ عمید

۱. بهشت.
۲. (صفت) همیشگی.
⟨ خلد برین: طبقۀ فوقانی بهشت.

۱. بهشت.
۲. (صفت ) همیشگی.
* خلد برین: طبقۀ فوقانی بهشت.

فرهنگ معین

(خُ) [ ع . ] (اِ.) 1 - دوام ، بقا. 2 - بهشت .

( ~.) [ ع . ] (اِ.) پستانداری است که از حشرات تغذیه می کند و چشمان وی ضعیف است و در زیر زمین زیست می نماید؛ انگشت برک .

( ~. ) [ ع . ] (اِ. ) پستانداری است که از حشرات تغذیه می کند و چشمان وی ضعیف است و در زیر زمین زیست می نماید، انگشت برک .
(خُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - دوام ، بقا. ۲ - بهشت .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دوام همیشگی بقا . ۲ - بهشت . یا خلد برین . بهشت برین بهشت اعلی .
نام قصری است که منصور به بغداد ساخت و موضع آن بکنار رود دجله بود . بیمارستان عضدی امروز در سمت جنوبی آن قرار داشت .

مترادف و متضاد

بهشت، پردیس، جنان، جنت، دارالسلام، رضوان، فردوس، مینو، نعیم ≠ دوزخ

۱. بهشت، پردیس، جنان، جنت، دارالسلام، رضوان، فردوس، مینو، نعیم ≠ دوزخ
۲. بقا، پایایی، دوام ≠ فنا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی خُلْدِ: همیشگی دیر پا (از کلمه خلود به معنای برائت و دوری هر چیز از در معرض فساد بودن و باقی ماندنش بر صفت و حالتی است که دارد ، عرب هر چیزی را که زود فاسد نمیشود با کلمه خلود وصف میکند ، مثلا سنگهای یک پایه را که اسم اصلیش اثافی است خوالد میخوانند ،با این...معنی مُّخَلَّدُونَ: جاودانی شده ها (کلمه مخلدون اسم مفعول از باب تفعیل از ماده خلود است ، که به معنای دوام است ، یعنی پسرا...

کلمات مرتبط

  • خلد برین
  • خلد اﷲ سلطانه
  • خلد اﷲ ملکه
  • خلد مکان
  • خلد مکانی
  • خلد پیکر
  • خلد الله
  • طاوس خلد
  • شجره الخلد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات