Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خفگی

تلفظ بین المللی : /xˈafɡi/ تلفظ :‌ [x'afgi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • خفگی کامی
  • خفگی با گاز نجیب
  • خفگی 1
  • خفگی 2
  • خفگی 3
  • طغیان خفگی ناودانی
  • نزدیک خفگی
  • عقب ماندگی ذهنی خفیف
  • قلاب خِفتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

خفگی. [ خ َ ف َ / ف ِ ] ( حامص ) حالت فشردگی گلو و حبسی و تنگی نفس.( ناظم الاطباء ). خبگی. خپگی. گلوگرفتگی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || اضطراب. || کم هوائی جایی. || آزردگی خاطر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

حالتی که به واسطۀ کمی اکسیژن در هوا، تغییر درجۀ فشار هوا، استنشاق گازهای سمی، و مانند آن و درنتیجه سخت شدن تنفس دست می دهد و گاه سبب مرگ می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

خَفگی (asphyxia)(یا: آسفیکسی) نبود اکسیژن در بدن. موجب تجمع کشندۀ ضایعات دی اکسید کربن در بافت ها می شود. آسفیکسی به علل گوناگون ایجاد می شود، ازجمله استنشاق دود یا گازهای سمی، انسداد نای با آب، غذا، استفراغ یا جسم خارجی، فشار روی مجاری تنفسی، یا ممانعت از عبور هوا از طریق منافذ دهان و بینی. چنانچه عامل آن سریعاً رفع نشود باعث آسیب مغزی یا مرگ خواهد شد. حالت مهم خفگی ناشی از انسداد در ناحیۀ حنجره ...

فرهنگ فارسی

حالتی که بسبب سخت شدن تنفس بعلل مختلف شخص را عارض شود تنگی نفس فشردگی گلو .

دانشنامه عمومی

خَفِگی (درزبان عامیانه: خُنّاق) در پزشکی به وضعیتی گفته می شود که مسیر جریان هوای تنفسی به درون بدن و ریه با دشواری بسیار جدی و بسته شدن٬ روبرو شود.آسفیکسیبی دمیخفه کردنخفگی باعث آسفیکسی می شود که نخست به آن دسته از بافت ها و اندام های حساس به هیپوکسی، برای نمونه مغز، آسیب می زند.بدن پس از انسداد مجرای تنفسی و با استفاده از اکسیژن باقی مانده در خون و شش ها تا چند دقیقه مشکلی نخواهد داشت و سپس این ...

مترادف و متضاد

اختناق، خفقان

احتقان، تنگی‌نفس، نفس‌تنگی

۱. احتقان، تنگینفس، نفستنگی
۲. اختناق، خفقان

asphyxia (اسم)خفگی، خفقان، خفه، اختناق، خناق، خناکsuffocation (اسم)خفگی، خفقان، خفه، اختناق، خفه سازیasphyxiation (اسم)خفگیdespondency (اسم)غم، خفگی، تنگدلی، حزن، دلسردی، دل گرانیsadness (اسم)خفگی، نژندی، سوگ، غمگینی...

واژه نامه بختیاریکا

گِلازمو

فرهنگستان زبان و ادب

{asphyxia} [پزشکی] تغییرات بیماری شناختی ناشی از فقدان اکسیژن در هوای تنفسی
{choking} [حمل ونقل هوایی] وضعیتی در جریان شارۀ تراکم پذیر (compressible fluid flow ) که در آن شارش جِرمی به بیشترین حد خود افزایش می یابد یا سرعت آن در مجرا به سرعت صوت می رسد
{suffocation} [پزشکی] قطع تنفس، به علت غرق شدگی و فشردگی گلو و غیره که به بیهوشی و مرگ بینجامد

کلمات مرتبط

  • خفگی کامی
  • خفگی با گاز نجیب
  • خفگی 1
  • خفگی 2
  • خفگی 3
  • طغیان خفگی ناودانی
  • نزدیک خفگی
  • عقب ماندگی ذهنی خفیف
  • قلاب خِفتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات