خطوط. [ خ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ خط. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). || سند. نوشته گواهی : بفرمود تا بدیار شام و زمین حجاز... بگشتند و خطوط از جمله سادات و علویان بستدند. ( کتاب النقض ).
- خطوط شعاعی ؛ مجموعه ای از خطوط که از یک نقطه گذرد.