خطاء. [ خ َ ] (ع ص ، اِ) ناراست . نقیض صواب . || گناه بی قصد. (منتهی الارب ).
خطاء. [ خ َطْ طا ] (ع ص ) آنکه پیوسته خطا می کند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).
خطاء. [ خ ِ ] (ع اِ) ج ِ خَطوَة. (منتهی الارب ). رجوع به خطوه در این لغت نامه شود.