خضاب . [ خ ِ ] (ع مص ) رنگ کردن . مصدر دیگریست برای خَضب . رجوع به خضب در این لغت نامه شود.
خضاب. [ خ ِ ] ( ع مص ) رنگ کردن. مصدر دیگریست برای خَضب. رجوع به خضب در این لغت نامه شود.خضاب. [ خ ِ ] ( ع اِ ) وسمه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ). || حنا و گلگونه. ( ناظم الاطباء ) : اندر انواع خضابها. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || رنگ حنا و وسمه در موی ...
فرهنگ عمید
۱. هریک از موادی که با آن موی سروصورت یا پوست بدن را رنگ می کردند، مانندِ حنا. ۲. (صفت ) [قدیمی] خضاب کرده شده. ۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] رنگ کردن.
فرهنگ معین
(خِ ) [ ع . ] (اِ. ) حنا، آن چه که موی سر و صورت یا پوست بدن را با آن رنگ کنند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنچه که موی سر و صورت یا پوست بدن رنگ کنند مانند : وسمه حنا گلگونه .
مترادف و متضاد
حنا، رنگ، گلگونه، وسمه
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] خِضاب، رنگ کردن موی سر و صورت و نیز دست و پا با موادی نظیر حَنا می باشد.واژه خضاب از ریشه خ ض ب است به معنای حِنّا و کَتَم و مانند آن که برای رنگ کردن به کار می رود و مصدر آن به معنای «رنگ کردن چیزی» و مقصود از آن، رنگ کردن موی سر و محاسن است. چون مادّه اصلی برای خضاب حناست، غالباً حنا بستن مترادف خضاب کردن آمده است. فیّومی توضیح داده است که برای رنگ کردن با حنا ریشه خ ض ب و برای رنگ کر...