خشینه. [ خ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) هر چیز سیاه رنگ مایل بکبودی.( از برهان قاطع ). چرمه رنگ ( نسخه ای از اسدی )، رنگی بود میان کبود و سیاهی ( نسخه ای از اسدی ) : کوهسار خشینه را به بهارکه فرستد لباس حورالعین.کسائی.فرودآید ز پشتش پور ملعون شده کالفته چون خرس خشینه.لبیبی. || بازی بود که پشت او کبود و تیره رنگ بود و بعضی گویند مرغابی سیاه رنگ است به کبودی مایل. ( برهان قاطع ). تز؛ مرغی بود کوچک بلون خشین...
فرهنگ عمید
تیره، کبود: کوهسار خشینه را به بهار / گه فرستد لباس حورالعین (کسائی: ۶۲ ).
فرهنگ معین
(خَ نِ ) (ص ) نک خشین .
فرهنگ فارسی
۱ -( صفت ) کبود رنگ تیره رنگ . ۲ - سیاه رنگ . ۳ - ( اسم ) بازی که پشت آن کبود و تیره و چشمهایش سیاه رنگ بود بازی که نه سیاه باشد نه سپید . هر چیز سیاه رنگ رنگی بود میان کبود و سیاهی .