Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشک سال

تلفظ بین المللی : /xˈoʃksɑl/ تلفظ :‌ [x'oSksAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • خشک سالی
  • خوک کمتر از یک سال
  • یک سال بسیار خشن
  • خشن ترین سال
  • خشکسالی
  • خشکسالی مطلق
  • خشکسالی کشاورزی
  • خشکسالی و دروغ
  • خشکسال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

خشکسال. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) سال بی باران. ( شرفنامه منیری ). سالی که باران نیامده و بر اثر آن از زمین چیزی نروئیده باشد : سیراب اگر شود ز تو ای ابر مرحمت در خشکسالی هجر گیاهی چه میشود.فرخی ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 444 ).ز گیتی خشکسال بخل برخاست از آن بارنده کف جودپرور.مسعودسعد.بیمزه شد عشقبازی زین جهان بیمزه عاشقان را دیده تر شد زین گروه خشکسال.سنائی.به پیش فیض تو زآن آمدم به استسقاکه وارهانی از این ...

فرهنگ عمید

سالی که در آن باران نیاید و قحط وغلا پیدا شود.

کلمات مرتبط

  • خشک سالی
  • خوک کمتر از یک سال
  • یک سال بسیار خشن
  • خشن ترین سال
  • خشکسالی
  • خشکسالی مطلق
  • خشکسالی کشاورزی
  • خشکسالی و دروغ
  • خشکسال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات