Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشکسالی

تلفظ بین المللی : /xoʃksˈɑli/ تلفظ :‌ [xoSks'Ali]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • خشکسالی مطلق
  • خشکسالی کشاورزی
  • خشکسالی و دروغ
  • خشکسالی فرعونیان
  • خشکسالی قوم عاد
  • اطعام در خشکسالی
  • امتحان با خشکسالی
  • حزن در خشکسالی
  • خشک سالی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

خشکسالی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت خشکسال بودن.قحطی. بوضع خشکسال بودن. مجاعه. جدب. ( یادداشت بخط مؤلف ). || بی بارانی. بدون بارندگی. ( یادداشت بخط مؤلف ) : خشکسالی معروف است حالت قبیح و ناپسندی است که آب و هوای فلسطین طبعاً اسباب آن میشد چه که در آنجا از ماه مه الی سپتامبر باران نمیبارد و در مدت ماههای تابستان زمین می خشکد و شکافها و ترکهای عظیمه پیدا می کند. ( قاموس کتاب مقدس )....

فرهنگ عمید

کاهش شدید باران که موجب قحط وغلا می شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص . ) سال قحطی ، سالی که در آن باران نبارد.

فرهنگ فارسی

وضع خشکسال قحط و غلا .

دوره‌ای بلندمدت با وضع هوای خشک نابهنجار که موجب عدم توازن جدی آب‌شناختی می‌شود

دانشنامه عمومی

«سالی که خشک است» این نخستین تعبیری است که از واژه خشکسالی به ذهن خواننده عام متبادر می شود که نگاهی سنتی و غیرعلمی را به این پدیده دربردارد. خشکسالی یا به عبارتی دوره امتداد خشکی می تواند از چند ماه تا چند سال باشد. در واقع از نظرگاه علمی عبارت دقیق تر و مناسب تر به جای خشکسالی، «دوره کم آبی» است. به طور کلی، دوره کم آبی دوره ممتدی است که طی آن یک منطقه با کمبود در منابع و ذخیره آبی مواجه است. از...

مترادف و متضاد

تنگسالی، جدب، غلا، قحط، قحطسالی، قحطی ≠ ترسالی

drought (اسم)
خشکی، تنگی، خشک سالی، تشنگی

drouth (اسم)
خشکی، تنگی، خشک سالی، تشنگی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اگر در سالی باران نبود و یا کم باریده باشد ، آن سال را خشکسالی می گویند که از این عنوان به مناسبت در بابهای صلات، تجارت و حدود سخن گفته شده است.حالت بی بارانی یا کم بارندگی سال و یا سال قحطی و گرانی را می گویند.خشکسالی در اصطلاحعبارت است از وضع و حالت خشکسال بودن که بر اثر نباریدن باران یا کاهش بارش از زمین چیزی نروید، در نتیجه کم یابی و یا نایابی غلات و در نهایت قحطی و یا گرانی پیش آید...

فرهنگستان زبان و ادب

{drought, drouth} [علوم جَوّ] دوره ای بلندمدت با وضع هوای خشک نابهنجار که موجب عدم توازن جدی آب شناختی می شود

کلمات مرتبط

  • خشکسالی مطلق
  • خشکسالی کشاورزی
  • خشکسالی و دروغ
  • خشکسالی فرعونیان
  • خشکسالی قوم عاد
  • اطعام در خشکسالی
  • امتحان با خشکسالی
  • حزن در خشکسالی
  • خشک سالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات